محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
424
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
شهرهاى مرزىاش كه همان مرزهاى جنوب اندلس بود ، مخصوصا المريه و مالقه از حيث تجارت بازارهايى پررونق بود . ولايت غرناطه خود به تنهايى صد و چند روستا و شهر داشت كه ابن الخطيب آنها را نام برده ولى امروز به مرور زمان بسيارى از آنها از ميان رفتهاند . « 4 » اما شهر غرناطه پايتخت مملكت پس از سقوط ديگر شهرهاى اندلس در دست مسلمانان باقى ماند و به صورت شهرى ثروتمند و پر جمعيت درآمد . با قصر منيع الحمراء ، خيابانها و ميدانهاى وسيع و كاخهاى فخيم استوار و بستانسراها و گردشگاههاى خرم و با طراوت خود يكى از زيباترين شهرهاى قرون وسطا گرديد . غرناطه شهرى استوار بود ، يكى از جهت موقعيت طبيعىاش و يكى به سبب باروى بلند و مستحكمش كه با هزار و سيصد برج مرتفع در روزهاى شكوفائىاش در شهر و ربضهايش نيم ميليون نفوس زندگى مىكرد در حالى كه كه سيل مهاجران از شهرهاى ديگر اندلس به آنجا روان بود . غرناطه در موقع جنگ مىتوانست پنجاه هزار جنگجو به صحنهء پيكار فرستد و صحنها و حياطهاى الحمراء به تنهايى گنجايش چهل هزار مرد داشت . « 5 » ديديم كه چگونه مملكت غرناطه به دست مردى نابغه يعنى محمد بن الاحمر زعيم بنى نصر رشد يافت . و چگونه اعقاب او يكى پس از ديگرى به مدت دو قرن بر آن فرمان راندند ، تا آنگاه كه به دست مسيحيان افتاد . دولتشان ، دولت نصريه يا دولت بنى الاحمر نام گرفت . زعيم و مؤسس آن امير المسلمين ناميده شد و اين لقبى بود كه نخست از آن ملوك مغرب بود و بعدها به سلاطين غرناطه تعلق گرفت و تا پايان حيات دولت خود ، خود را امير المسلمين مىخواندند و گاه نيز عنوان « الغالب بالله » را بر آن مىافزودند . ملوك بنى نصر هم چون ديگر ملوك قرون وسطا در فرمانروايى مستبد و مطلق العنان بودند و جز اين شيوهء ديگر نمىدانستند ولى در مواقع خطر سلطان از رأى
--> ( 4 ) . ابن الخطيب الاحاطه ج 1 / ص 133 - 138 . ( 5 ) . . 981 . P , alleb asI dna dnanidreF : ) atiruZ tiC ( , ttocserP